از همان زماني که زنان فعال پيگيري ورود زنان به استاديومها را آغاز کردند تا امروز که اين تلاشها در قالب سازماندهي شده "کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها" تداوم يافته، همواره اين سئوال و انتقاد مطرح بوده که در ميان هزار و يک درد و تبعيضي که زنان از آن رنج مي برند، آيا دفاع از ورود زنان به ورزشگاهها مهم است يا اولويت دارد؟ اين مقاله تلاشي است براي پاسخ دادن به اين انتقادو بابي تازه باز مي کند براي ادامه اين بحث - ميدان زنان
براي پيگيري هر خواسته در سطح جامعه و تلاش براي تحقق آن، بي شک داشتن دليل مناسب براي انتخاب آن درخواست به عنوان هدفي جمعي، از اهميت بالايي يرخوردار است. چه، اگر مطالبه کنندگان داراي دلايلي محکم براي پافشاري بر خواسته خود نباشند، نمي توان به تحقق مطالباتشان و يا حتي پيگيري دراز مدت آن ها دل خوش داشت. نزديک به سه سال از آغاز تلاشي جمعي براي ورود زنان به استاديوم هاي فوتبال که بعدتر نام "کمپين دفاع از حق ورود زنان به استاديوم" را به خود گرفت، مي گذرد. شايد ماندگاري اين خواسته به عنوان يک اولويت در ميان خواسته هاي ديگرِ زنان در کشورمان و نااميد نشدن پيگيري کنندگان آن عليرغم همه مشکلات موجود، نشانگر وجود دلايل قوي و انگيزه هاي محکم براي مطالبه اين حق شهروندي باشد. اما به سبب وجود سوال هاي فراوان در مورد دليل انتخاب چنين هدفي که در ظاهر لوکس و خواسته بخش کوچک و سطح بالاي جامعه مي نمايد، بد نيست نگاهي بياندازيم به دلايل انتخاب اين حوزه اجتماعي از ميان ده ها حوزه بالقوه موجود در جنبش زنان ايران.
تشکيک در اولويت بندي
به طور کلي اولويت بندي مسائل اجتماعي و اصلي - فرعي کردن آن ها کار آساني نيست و شايد تنها بتوان از دريچه ديد شخصي چنين ارزش گذاري هايي را انجام داد. آن جا که نوبت به کار دسته جمعي مي رسد و با گروهي از فعالان اجتماعي روبرو مي شويم که بر پيگيري حقوق شهروندي خود تاکيد مي کنند، نمي توان گفت چنين خواسته اي بي اهميت يا کم ارزش است. اگر کمي به مجموعه فعاليت هاي انجام شده تحت عنوان جنبش زنان در چند سال گذشته نگاه کنيم، با مخالفت هاي گروهي از افراد روبرو مي شويم که اولويت جامعه را رسيدن به دموکراسي و تحقق حقوق بشر به طور عام مي دانستند و از همين زاويه با هر گونه تلاش خاص جهت بهبود وضعيت زنان در جامعه مخالفت مي کردند. غافل از اين که يکي از راه هاي رسيدن به اهداف عام، تقسيم آن ها به هدف هاي کوچک و قابل دسترس و تلاش براي دست يابي به آن ها است. حال در نگاهي مقايسه اي، مشابهت هاي فراواني مي توان يافت بين ديدگاهي که حقوق بشر را که مفهومي کلي است به حقوق زنان ترجيح مي دهد و نظري که در ميان مطالبات معوق مانده زنان در سطح جامعه، براي راهيابي زنان به استاديوم ارزش چنداني قائل نمي شود.
گرچه در اين بخش اساس اصلي - فرعي کردن و پيچيدن نسخه واحد براي کل يک حرکت اجتماعي را زير سوال برديم، در بخش هاي بعد خواهيم ديد که دلايل بسياري موجود است براي اولويت بخشيدن به پيگيري ورود زنان به ورزشگاه ها.
نماد جداسازي جنسيتي
فارغ از تفاوت هاي بيولوژيکي زنان و مردان که سبب مي شود در بعضي از فضاهاي عمومي مثل سرويس هاي بهداشتي يا بخش هاي ويژه بيمارستان ها جداسازي هايي بينشان صورت گيرد، به نظر مي رسد گاهي در برخي از مسوولين کشور اين تمايل وجود دارد که دامنه جداسازي ها را گسترش دهند و آن را به مکان هايي چون دانشگاه ها و ادارات هم بکشانند. چنين جداسازي هايي که صرفا بر اساس جنسيت افراد صورت مي گيرد و در بيشتر موارد نه در عرف ريشه اي دارد و نه در شرع، (در بزرگترين حضور جمعي مسلمان که در مراسم حج نمود مي يابد اثري از جداسازي زنان و مردان ديده نمي شود) سبب مي گردد که گاهي بخش بزرگي از جامعه از داشتن حقوق شهروندي خود محروم شوند و امکان استفاده از امکانات نه چندان پر شمار موجود را هم از دست بدهند. فعالين جنبش زنان براي اعتراض به چنين تفکيک هايي و اثبات اين که زنان شهرونداني کامل هستند و بايد از تمام حقوق شهروندي خود بهره مند شوند، بايد نمادي عام و قابل درک براي عموم جامعه مي يافتند که اين محروميت هاي بي پايه را بهترين شکل نشان دهد. استاديوم هاي فوتبال به خصوص در هنگام مسابقات ملي و مهم شايد يکي از بهترين گزينه هايي است که مي تواند به عنوان سمبل محروميت زنان از حضور در عرصه هاي مختلف جامعه، آن هم فقط به سبب جنسيتشان، شناخته و توسط همه طبقات جامعه به خوبي درک شود.
ملموس و قانوني بودن
از مهمترين ويژگيهاي مساله اي مثل ورود زنان به استاديوم ها، عيني و ملموس بودن آن است. همان طور که در بخش پيشين به آن اشاره کرديم، اين وِيژگي سبب مي شود که جنبش زنان از مفاهيم تئوريک و انتزاعي فاصله بگيرد و با عموم جامعه به راحتي ارتباط برقرار کند. همچنين با نگاهي به همه قوانين موجود در زمينه حضور افراد در استاديوم ها در مي يابيم که هيچ قانون نوشته شده و مشخصي مبني بر محروميت زنان از حضور در ورزشگاه هاي فوتبال موجود نيست و ممانعت هاي حاضر هم صرفاً سليقه اي است و يا بعضاً به سبب سردرگمي مجريان قانون در مواجهه با پديده اي جديد صورت مي گيرد. از سوي ديگر اين خواسته در تضاد با عرف اجتماع هم نيست و جامعه اي که حضور مشترک زنان و مردان را در عرصه هاي گوناگون پذيرفته، به راحتي با حضور زنان در استاديوم ها هم موافقت مي کند که حضور بي مشکل زنان در سالن هاي مسابقات واليبال و بسکتبال در سال هاي اخير دليلي است بر اين مدعا. مجموعه اين مشخصات سبب مي شود مساله حضور زنان در استاديوم ها به راحتي به جرياني همه گير و مورد قبول قشرهاي مختلف مردم بدل گردد و در صورت رفع موانع موجود، بتوان از آن به عنوان الگويي براي حضور مشترک زنان و مردان در همه عرصه هاي اجتماع استفاده کرد.
سودمندي براي جنبش زنان
جذب اعضاي جديد و فعال از دغدغه هاي هر جنبشي است که قرار است در عرصه هاي گوناگون جامعه براي ايجاد اصلاح در وضعيت موجود تلاش کند. لازمه چنين امري مواجهه مستمر با طبقات مختلف اجتماع و ايجاد پيوندهاي مختلف با آن ها است. مساله اي که کمتر در جنبش زنان به آن پرداخته شده و عموماً فعالين اين جنبش به دايره بسته اي از افراد (بيشتر از طبقات بالاي جامعه) محدود مانده اند. تعيين هدفي چون ورود زنان به استاديوم ها به سبب متنوع و گونه گون بودن افراد درگير با آن و همکاري هايي که در جريان پيگيري اين هدف بين فعالين قديمي جنبش زنان و دختران جوان و پر انرژي مشتاق تماشاي بازي هاي فوتبال بوجود مي آيد، مي تواند زمينه ساز آشنايي بيشتر اين افراد با خواسته ها، نيازها و اهداف يکديگر شده، بر گستردگي و نفوذ جنبش زنان در طبقات مختلف جامعه بيافزايد. از ديگر ويژگي هاي منحصر بفرد اين هدف، وجود زمينه هاي شادي آفرين و مفرح در آن است که مي تواند موجب جذب افراد بيشتري به پيگيري آن شود. مقايسه کنيد ميزان اشتياق افراد جديد را براي دنبال کردن هدفي چون تماشاي يک مسابقه فوتبال که ذاتاً همراه با شادي و هيجان است، با تلاش براي گرفتن حق طلاق يا حضانت براي زنان و يا لغو مجازات سنگسار که ذاتاً پديده هاي دلچسب و شادي بخشي نيستند و انگيزه هاي بالايي مي خواهند براي پيگيري که شايد در قدم اول به راحتي فعالين جديد را جذب نکنند.
ترغيب زنان به ورزش
تا کنون بيشتر فوايد غير مستقيم تلاش براي راهيابي زنان به استاديوم ها ذکر شد و از پيگيري اين خواسته به عنوان نمادي براي مخالفت با تفکيک هاي جنسيتي و راهي براي پويايي بيشتر جنبش زنان سخن به ميان آمد. اما تحقق اين هدف و حضور زنان در استاديوم هاي فوتبال فايده بزرگ ديگري هم دارد که آن ايجاد انگيزه بيشتر در دختران و زنان براي انجام حرکات ورزشي و دنبال کردن آن تا سطح قهرماني است. وقتي از زبان مسوولين مي شنويم که بيش از 80 درصد دانش آموزان کشور در فقر و يا ناهنجاري هاي حرکتي به سر مي برند و اين موضوع در دختران بسيار شايع تر است، به لزوم ايجاد انگيزه بيشتر در دختران براي ورزش کردن پي مي بريم. بي شک تماشاي مسابقات ورزشي از نزديک و ايجاد حس همذات پنداري بين تماشاچي و ورزشکار در محيط هاي پر از شور و هيجان مسابقات در بالا بردن اين انگيزه تاثير زيادي دارد. الگو برداري از ورزشکاران و سعي در دنبال کردن راه ورزشي آنان در تمام دنيا شايع است و بسياري از قهرمانان در بازگويي خاطرات خود از الگوهاي بزرگ ورزشي سال هاي کودکي و نوجواني نام مي برند. تماشاي بي واسطه و پر از هيجان مسابقات فوتبال مسير اين الگو برداري را سهل تر و تاثير آن را در زندگي افراد بيشتر مي کند و مي تواند قدم بزرگي باشد در نهادينه کردن فرهنگ ورزش کردن در جامعه و آشتي دادن زنان با محيط ها و استاديوم هاي ورزشي.
هدف از بر شمردن دلايل فوق که در اثبات سودمندي تلاش براي حضور زنان در استاديوم هاي فوتبال ارائه شد، هرگز کوچک يا کم اهميت شمردن ديگر فعاليت هاي انجام شده در زمينه طرح مطالبات و يا آگاه سازي زنان کشورمان نبوده است. همان طور که پيشتر هم ذکر شد، گاهي اساس اولويت بندي اهداف گوناگون و ارزش گذاري روي آنان کار درستي به نظر نمي رسد و اين به سبب گستردگي اثرات مستقيم يا غير مستقيم هر فعاليت اجتماعي روي مسائل گوناگون و اشتراک زياد نتايج حاصل از اين فعاليت ها با يکديگر است. فعاليت هايي که بي شک هدف نهايي همه آن ها ساختن جهاني بهتر براي زيستن همه انسان ها است.
19 خرداد 86