سکون یک ساله‌ تلاشهای جمعی زنان برای ورود به استادیوم‌
 تاریخ: 12  اسفند  1386  روزبه میرچرخچیان

از آبان‌ماه سال 83 که هفت نفر از زنان خبرنگار برای ورود به فضای باز استادیوم آزادی و دیدن مسابقه‌ی تدارکاتی تیم‌های ملی فوتبال ایران و آلمان تلاش کردند، تا آبان 85 و حضور طرفداران ورود زنان به استادیوم‌ها در میدان آزادی در زمان بازی ایران و کره‌جنوبی و پخش تراکت و صحبت با مردم و مردان راهی ورزشگاه، رخدادهای هیجان‌انگیزی در این حوزه رخ داده و تلاش‌های گسترده و گوناگونی برای تماشای مسابقات فوتبال توسط زنان انجام گرفته است. شاید بتوان اوج این تلاش‌ها را خرداد 84 و اقدام گروهی و سازمان‌یافته‌ی زنان برای ورود به استادیوم آزادی در زمان بازی ایران و بحرین دانست. تلاشی که نتیجه داد و سبب شد در نخستين اقدام شناسنامه‌دار کمپين دفاع از آزادی ورود زنان به ورزشگاه‌ها، حدود 30 نفر از زنان مشتاق تماشای بازی فوتبال، هیجانشان را در استادیوم آزادی فریاد بزنند. اگر خرداد 84 را نقطه‌ی اوج تلاش‌ها، پیگیری‌ها و هیجان‌های مساله‌ی ورود زنان به ورزشگاه‌ها بدانیم، شاید در مقام مقایسه، فاصله‌ی زمانی آبان 85 تا اسفند 86 نقطه‌ی مقابل و فرود این تلاش‌ها باشد. اگرچه در این بازه‌ی زمانی تلاش‌هایی جسته و گریخته و البته گاهی هم برنامه‌ریزی شده برای پیگیری این موضوع دیده شد، اما هرگز همانند وقایع پیش‌گفته توافق و اقدامی گسترده را در این زمینه به دنبال نداشت.

یکی از ویژگی‌های مهم و اصلی کمپینی که برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها به راه افتاد، گره خوردن آن با پدیده‌ای سرگرم‌کننده، شادی‌آفرین و جذاب مثل فوتبال و تماشای آن بود. این جذابیت ذاتی سبب می‌شد که افراد مختلف، از سطوح گوناگون جامعه و قشرهای متفاوت فرهنگی به این تلاش دسته‌جمعی بپیوندند و تحقق یکی از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی خود را طلب کنند. واضح است که این جذابیت تا زمانی جزو ویژگی‌های چنین تلاش‌هایی شمرده می‌شود که فعالیت‌ها برای حضور زنان، در فضا‌های بیرونی و در محوطه‌ی ورزشگاه‌ها انجام گیرد. امید به داخل شدن جمعی به استادیوم، تجربه‌ی پیروزی زودهنگام و تماشای مسابقات پرهیجان است که همراهان گوناگون را برای ماندن و تحمل دشواری‌ها ترغیب می‌کند. شاید دلیل اصلی آغاز دوران رکود کمپین دفاع از آزادی ورود زنان به ورزشگاه‌ها، فاصله گرفتن آن از درب‌های استادیوم و انتقال جلسات هم‌فکری و برنامه‌ریزی به فضاهای داخلی و عاری از هیجان باشد. بی‌شک سازمان‌دهنگان این فعالیت گروهی، خود به رخ دادن چنین وضعیتی آگاه‌اند و احتمالاً هم خودخواسته وارد چنین فضاهایی نشده‌اند. اگر نگاهی کوتاه به عقب بیاندازیم و روند ایجاد محدودیت‌ها برای کمپین ورود زنان به استادیوم‌ها را مرور کنیم، می‌توانیم دلایل اصلی ورود به این شرایط را دریابیم و با تحلیلِ بهترِ وضع موجود، استراتژی‌های جدیدی را برای دوران پیش‌ِ رو تبیین کنیم.

اگرچه فعالیت‌های مدنی که بر اساس مطالبه‌ی حقوق شهروندی افراد استوارند، کمتر نگاهی به دخالت مستقیم حکومت‌ها و دولت‌ها در عرصه‌ی مبارزات دارند و در واقع توان اصلی خود را از جامعه می‌گیرند و نه از حاکمیت، اما ورود هرکدام از مقامات دولتی و حکومتی به عرصه‌های مورد بحث، می‌تواند تغییرات مهمی را در روند و نتیجه‌ی این فعالیت‌ها ایجاد کند. دستور محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران، مبنی بر اختصاص بخش‌هایی از فضای استادیوم‌های فوتبال برای حضور زنان و خانواده‌ها که در 4 اردیبهشت 85 صادر شد هم تغییرات مهمی را در مسیر پیگیری این مساله بوجود آورد. تغییراتی که نه تنها مثبت نبودند و نقشی تسهیل‌گرانه را برای حضور زنان در استادیوم‌ها فراهم نکردند، بلکه به سبب بازخوردهای حکومتی بعدی، عرصه‌ی فعالیت‌های مدنی در این حوزه را تنگ‌تر هم کردند. پس از دستوری که خطاب به رئیس سازمان تربیت‌بدنی صادر شد، افراد مختلف دولتی و مشاوران رئیس‌جمهور در اظهار‌نظرهای مختلف از آن استقبال کردند و به تمجید از این اقدام پرداختند. اما با ابراز مخالفت‌ها از سوی افراد تاثیرگذار حکومتی و مراجع تقلید، این حمایت‌ها کمرنگ‌ و کمرنگ‌تر شد تا این‌که با مخالفت رهبری دستور پس گرفته و برای انجام کارشناسی‌های بیشتر وارد بایگانی دولت شد. اگر تا پیش از این اقدام، دلیل عمده‌ی مخالفت‌ها با حضور زنان در استادیوم، جو نامناسب و محیط ناسالم و غیرفرهنگی ورزشگاه‌ها عنوان می‌شد، از این پس سد محکم‌تر و بلندتری به نام مخالفت مراجع و غیرشرعی بودن نیز به دلایل قبلی افزوده شد و عملاً هزینه‌ی فعالیت در این عرصه را افزایش داد. به‌طوری که اقدام بعدی فعالان این کمپین با برخورد شدید نیروهای انتظامی و امنیتی مواجه شد. برخوردی که گرچه پیشتر بارها از این نهادها سر زده بود، اما به سبب تغییر خواسته‌ی زنان در اقدام اخیر و نمادین بودن آن، شاید کمی عجیب به‌ نظر می‌رسید؛ وقتی گروهی از زنان فعال در این حوزه، هنگام بازی تدارکاتی ایران و بوسنی تصمیم گرفتند با همراه بردن تلویزیونی کوچک، بازی را در محوطه‌ی مقابل استادیوم و در برابر چشمان افرادی که به‌راحتی بلیط خریده و وارد ورزشگاه می‌شوند ببینند، نیروهای پلیس و ماموران زن حراست ورزشگاه دور آن‌ها حلقه زدند و از دیده شدنشان توسط مردان راهی استادیوم جلوگیری کردند. هتاکی، برخوردهای جسته و گریخته فیزیکی و فیلم‌برداری به قصد ارعاب، از دیگر اقدامات ماموران برای تحدید زنانی بود که یکی از حقوق ساده‌ی مدنی خود را پیگیری می‌کردند. برخوردهای خشن قبلی پلیس با زنان خواستار ورود به استادیوم و جلوگیری از تماشای تلویزیونی بازی در مقابل ورزشگاه، به همراه هتاکی‌ها و ایرادهای وارد‌آمده‌ی شرعی به این حضور، سبب تغییر اجباری مسیر فعالیت‌ها شد. بازی ایران و بوسنی آخرین حضور جمعی و سازمان‌یافته‌ی زنان در مقابل استادیوم‌ها بود و پس از آن فعالیت‌ها بیشتر به نامه‌نگاری با مراجع ذی‌ربط و جلسه‌های داخلی محدود شد. این در حالی است که مبارزه برای ورود به استادیوم‌ها در بین مردم همچنان ادامه داشت.

شنیدن خبرهای دستگیری دخترانی با لباس مبدل و پسرانه هنگام ورود به ورزشگاه و یا در حال تماشای مسابقه روی سکوها، نشان از ادامه‌ی این حضور در سطح جامعه دارد. خصوصاً این‌که تنها بخشی از خبرهای مربوط به دخترانی که دستگیر می‌شوند در رسانه‌ها منعکس می‌شود و هرگز کسی از تعداد دفعاتی که دختران با موفقیت وارد ورزشگاه می‌شوند و بازی را از نزدیک تماشا می‌کنند، آگاه نمی‌شود. از فوتبال که بگذریم، تلاش خبرنگاران ورزشی و زنان عادی خواهان تماشای مسابقات والیبال، بسکتبال، هندبال و ...، بارها و بارها در یک ساله‌ی اخیر در رسانه‌های خبری بازتاب یافته است. شاید مهمترین این بازتاب‌ها به مسابقات قهرمانی هندبال آسیا در اصفهان و جنجالی که بر سر حضور یا عدم حضور زنان در سالن مسابقات به‌پا شد بازگردد. تا آن‌جا که برای فرار از توبیخ‌های احتمالی فدراسیون جهانی، رئیس سازمان تربیت‌بدنی مجبور به بروز واکنش شد و توضیح داد که تنها به سبب کمبود بلیط و ظرفیت، عده‌ای از زنان به سالن راه نیافته‌اند و ممنوعیتی در کار نبوده است! انتشار خبرهایی از این دست، نشان‌دهنده‌ی تداوم تلاش‌های فردی زنان مشتاق، برای تماشای مسابقات ورزشی است. حضور در محیط‌های پرهیجان مسابقات، که مدتی است بر اساس قانونی نانوشته مردانه تلقی شده‌اند، آن‌قدر جذابیت داشته که در هنگام برگزاری مسابقات مختلف، زنانی از اقشار گوناگون جامعه را به سمت درهای ورودی ورزشگاه‌ها بکشاند و سبب اتحاد بدون برنامه‌ریزی آنان شود. در این میانه از یک سو وجود گروهی مشخص، با هدف پیگیری این مطالبه‌ی مدنی و ساده‌ی زنان و برنامه‌ریزی برای تحقق آن، می‌تواند در به‌ثمر رسیدن تلاش‌های گوناگون، بسیار راه‌گشا باشد؛ از سویی دیگر برخوردهای خشن و فیزیکی موجود، راه را برای ادامه‌ی کار بسته است و هرگونه حرکت سازماندهی شده و گروهی در این زمینه را با تهدید، ارعاب و بازداشت سرکوب می‌کند. همین نکته است که ضرورت یافتن راهکارهایی جدید برای پیش بردن کمپین دفاع از آزادی ورود زنان به ورزشگاه‌ها را آشکار می‌سازد. را‌هکارهایی که ضمن کم‌هزینه‌ نگاه داشتن انجام فعالیت در این زمینه،  بتواند این کمپین را از جو کم‌تحرک موجود خارج کند. شاید اولین اقدام ضروری در این جهت، تلاش برای هماهنگی زنان خبرنگاری باشد که در سرویس‌های ورزشی مطبوعات حضور دارند. این افراد به‌واسطه‌ی شغلشان باید در محیط‌های ورزشی حاضر شوند و از مسابقات مختلف گزارش تهیه کنند. در چنین شرایطی محروم کردن آن‌ها از تماشای مسابقات، ظلمی مضاعف در حقشان است که می‌توان آن را از طریق نهادهای صنفی و قانونی پیگیری کرد. شکایت به مجامع حقوقی داخلی و بین‌المللی یکی دیگر از راه‌کارهای موجود است. در شرایطی که هیچ قانون یا مصوبه‌ی مشخصی درباره‌ی ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌ها در کشور وجود ندارد، اجرای چنین ممانعتی سرپیچی از قانون و یا اجرای تفسیر شخصی از قانون محسوب می‌شود و می‌تواند تنبیهاتی را متوجه نهادهای مجری این عمل سازد. همچنین بر اساس اساسنامه و یا آئین‌نامه‌‌ی بسیاری از فدراسیون‌های ورزشی جهانی، انجام تبعیض‌های جنسیتی صراحتاً تخلف محسوب شده، محرومیت‌های سنگینی را برای اعمال‌کنندگان درپی‌دارد. استفاده از این موضوع و شکایت به فدراسیون‌های جهانی، به عنوان نهادهای بین‌المللی بالادست و ناظر ورزش، بدون تحمیل هزینه‌ی سنگین به افراد، می‌تواند نتایج خوبی را در جهت رفع این تبعیض آشکار جنسیتی به بار آورد. تلاش برای نشان دادن خواسته‌ی زنان برای ورود به ورزشگاه‌ها، جمع‌آوری و انعکاس اقدامات فردی انجام‌شده در این زمینه، رسانه‌ای کردن این موضوع به عنوان حقی شهروندی و جلب توجه مسوولین و تصمیم‌گیرندگان حکومتی به این خواسته‌ی زنان، از دیگر راه‌‌هایی است که برای پویا و ثمربخش کردن تلاش‌های انجام گرفته در این زمینه قابل‌ذکر است.

در شرایطی که بخش‌های گوناگون جنبش زنان که هر یک گوشه‌ای از خواسته‌های زنان این کشور را پیگیری می‌کنند در زیر فشارهای سنگین حکومتی و برخوردهای فیزیکی و سلبی قابل‌توجه قرار دارند، یافتن راه‌هایی کم‌هزینه و پرفایده برای تحقق هر یک از این خواسته‌ها دشوار و البته سودمند است. شاید ماهیت مردم‌پسند، هیجان‌انگیز و جذاب ورزش و تماشای مسابقات ورزشی، بتواند به یافتن راهی این‌چنین و رسیدن به یکی از خواسته‌هایی که در تزریق شادابی و تحرک به جامعه بسیار مؤثر است، کمک کند.

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.