قانون بي سنگسار با معجزه درست نمي شود، محبوبه عباسقلي زاده
 تاریخ: 27  آبان  1385  محبوبه عباسقلي زاده

آيا به کمپين قانون بي سنگساراميدي هست؟


  بعضي از اهالي وبلاگستان مي گويند که اين فعاليت ها بي فايده است و تا حالا هم نتوانسته کار اساسي اي پيش ببرد. خوب اين فايده گزاري بر اساس چه هدفي مطرح مي شود؟ بله اگر بناست با اين فعاليت ها معجزه شود و يک شبه همه چيز تغيير کند و ايران دمکراتيک شود،  از همان اول راه را اشتباه انتخاب کرده ايم. نه با اين نوع کمپين ها  مي توان معجزه کرد و نه حتي با تهاجم نظامي و تغيير جبري رژيم سياسي. تغييرمستلزم زمان است و بايد از دل مردم بجوشد و اين کار نياز به تمرين دمکراسي و خوداگاهي جمعي و... دارد. چقدر تجربه افغانستان و عراق دربرابر تغييرات يک شبه مثال خوبي است براي اين موضوع بخصوص وقتي مي بينيم که باعث قطبي شدن و مشروعيت بيشتر نهادهاي سنتي شده است.


دوستان خوب آن طرف آب ! بحث اين نيست که ما چون داخل ايرانيم و امکاناتمان محدود است و بچه کوچک و خانواده داريم و تلفنمان کنترل است و هر روز بازجويي مي شويم، اين شيوه و اين نوع کمپين را انتخاب کرده ايم. حتي اگر همه اينها هم نبود و ما هم کنار شما بوديم، و وضعيت زنان ودمکراسي وقدرت و قانون و ... به همين وضع بود که هست، بازهم همين کار را مي کرديم. بنابراين مسئله ميزان ريسک پذيري ما نيست، بلکه بافت و کانتکس اجتماعي و سياسي ايران است که تعيين مي کند چه نوع موضوعي با چه استراتژي انتخاب شود.


خيلي فرق مي کند که به عنوان يک فمنيست وارد اين کمپين شويم يا فعال حقوق بشري يا يک ناراضي سياسي. يعني تاريخ مبارزه با سنگسار با سه تيپ بندي از گروه هاي فعال مشخص شده است  . شايد بگوييم "چه فرقي مي کند که چه کسي باشيم؛  برچسب زدن و دسته بندي کردن آدمها و فرضيه پردازي هاي ذهني غير از آنکه جلوي همبستگي عمومي را بگيرد فايده اي ندارد،مهم اين است که کاري کنيم که سنگسار تعطيل شود".


موضوع اصلا خط کشي کردن انگيزه آدمها و ارزشگزاري آنها نيست. بلکه تاثير اين انگيزه ها روي فرايند حرکت، نحوه تغيير شرايط موجود و نوع هدف گزاري است.


 خاستگاه و انگيزه مبارزه با سنگساردقيقا بر جريان حرکت و نتيجه آن اثر مستقيم دارد.
اگر بدرستي به تفاوت اين سه تيپ و خاستگاه آن نگاه کنيم سه پيام متفاوت را به صورت زير خواهيم يافت:
پيام گروه اول( اپوزسيون سياسي) : حذف سنگسار براي حذف رژيم
پيام گروه دوم( مدافعان حقوق بشر):حذف سنگسار براي حفظ کرامت انساني
پيام گروه سوم ( جنبش فمنيستي) : حذف سنگسار براي حذف تبعيض عليه زنان .


گروه اول هم سابقه زيادي در مبارزه عليه سنگسار دارد و هم تريبون و ادبيات و فيلم و .... اما مشخص ترين فرق گروه اول با دوم و سوم  اين است اگر مجازات سنگسار و همه قوانين ضد حقوق بشري و ضد زن از صفحات قانون اساسي و قوانين مدني و حتي سياست ها و رويه هاي حکومتي حذف شود ، همچنان اين هدف پابرجاست: حذف رژيم جمهوري اسلامي .


اما چه فرقي بين گروه دوم و سوم يعني حقوق بشري ها و فمنيست ها وجود دارد؟
حقوق بشري ها بين مبارزه عليه اعدام و سنگسار اولويتي قائل نيستند ، هر دو برخلاف کرامت و حق بشر است و حتي تعداد اعدامي ها چون از سنگساري ها بيشتر است ، مبارزه عليه اعدام اولويت بيشتري پيدا مي کند.حالا فرقي نمي کند انجام اين مجازات ها در چه کشوري و با چه نظامي باشد .

اما با نگاه فمنيستي قضيه درست بر عکس مي شود و اين سنگسار است که اولويت پيدا مي کند.
همين اولويت نيز محدوده چالش و مبارزه جنبش فمنيستي را متوجه کشورهاي اسلامي و مبارزه با سيستم مردسالارانه اي مي کند که توسط حکومت بازتوليد مي شود.


اولويت دادن به سنگسار در مقايسه با اعدام در نزد فمنيست هاي مدافع "قانون بي سنگسار" دو دليل متفاوت دارد :
اول آنکه؛ اکثر قربانيان سنگسار زنان هستند، چون نه مي توانند ادعاي صيغه و تعدد زوجات کنند و نه ادعاي طلاق دادن طرف مقابل را. بنابراين سنگسار را مي توان مجازاتي زنانه دانست.
 و دوم اينکه؛ عشق ورزي نامشروع ريشه در قوانين و فرهنگ تبعيض آميزو مردسالارانه اي  دارد که گاه با فقر نيز در آميخته و اکثر موضوعات مبتلا به زنان را در بر مي گيرد.


 در واقع عشق ورزي نامشروع نقطه بحراني و برايند مسائلي است نظير:
ازدواج اجباري و حق طلاق و تعدد زوجات تا انواع خشونت عليه زنان مثل تجاوز جنسي و قتل ناموسي و خون بس و... برخي  آسيب هاي ناشي از فقر و خشونت  مثل پديده دختران فراري و زنان خياباني و ترافيک زنان .


تبيين همين اولويت است که مي تواند تا حدي چارچوب گفتمان فمنيستي را در حول و حوش سنگسار مشخص کند و بگويد چرا مدافعان کمپين "قانون بي سنگسار"در بين اين همه مشکلاتي که زنان ايراني دارند به سنگسار که قربانيان بسيار محدودتري از اعتياد و مرگ و مير مادران حين زايمان و ....دارد ، پرداخته اند.


چرا؟ خيلي ساده است: با جستجوي علل سنگسار مجموعه علي و معلولي از فرهنگ مردسالارنه ، تبعيض حقوقي و شکاف هاي طبقاتي را مي توان به چالش کشيد. فضاي واقعي اين چالش مسلما بيشتر از اينکه در راهروهاي قوه قضائيه يا مجلس باشد، در بين خود مردم است.

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.